پیش دبستانی و دبستان غیردولتی پسرانه تلاش اداره کل آموزش و پرورش استان تهران

معرفی کتاب

برای چه کسی زندگی می کنی؟ خودت یا دیگران؟ کرمی را می‌شناسم که تصمیم گرفت برای شنیدن «صد آفرین گفتن» دیگران، هر کاری بکند.

البته بیچاره کارهایی می‌کرد که به نفع دیگران هم بود؛ آتش جنگل را خاموش کرد، تونلی طولانی از این سر شهر به آن سر ساخت، برج بلند ساخت و... راستی داشت یادم می‌رفت، بعضی وقت ها هم که کاری نبود انجام بدهد تا صد آفرین بشنود، هر طوری بود یک کاری جور می‌کرد.

یک روز که از کنار سد بزرگی می‌گذشت، با زحمت سوراخ کوچکی در سد ایجاد کرد. بعد هم تنش را باد کرد و خودش را توی سوراخ جا کرد و با صدای بلند فریاد زد تا همه فداکاری او را ببینند! او خودش را به آب و آتش می‌زد تا دیگران تاییدش کنند و حسابی هم معروف شده بود، اما یک روز دید که تنها و غمگین است! هیچ کس را ندارد! خیلی خسته است! یعنی یک جای کارش اشکال داشت؟ اگر گفتی چه کسی او را متوجه این مسئله کرد؟

نویسنده : سروناز پریشان‌زاده

گروه سنی : ٧ تا ۱٨ سال به بالا

سال انتشار : ۱٣٨٩

معرفی کتاب

کتاب تکخال به نویسندگی پیام ابراهیمی و تصویرگری رضا دالوند به‌زودی منتشر می‌شود. رضا دالوند از تصویرگران توانای ایرانی است که با خلق تصاویر بسیار زیبا در این کتاب، موفق به راهیابی به لیست تصویرگران دهمین دوره نمایشگاه بین المللی کتاب شارجه ۲۰۱۸ شده که از تاریخ ۹ تا ۱۹ آبان با حضور ناشران و تصویرگران و نویسندگان برگزار می شود. این تصویرگر خلاق با تصاویر تاثیرگذار به نمایشگاه بولونیا ۲۰۱۸ نیز راه یافته است.

در داستان این کتاب با شخصیت آبتین آشنا می شویم. تمامی افراد خانواده آبتین قهرمان ورزشی بودند اما او هیچ شباهتی به بقیه افراد خانواده نداشت. نه قهرمان بود، نه علاقه ای به قهرمانی داشت و نه حتی مانند تمام اعضای خانواده یک خال سیاه بزرگ بالای لبش داشت. خانواده آبتین تمام تلاششان را کردند تا از او یک قهرمان بسازند اما موفق نشدند و حسابی از او ناامید شده بودند تا اینکه روزی آبتین فکر بکری کرد…

بچه آدم

«ببخشید تو چی هستی؟»
«یعنی چی من چی هستم؟»
«خب یعنی چه جور حیوانی هستی؟»
توی دلم گفتم: «ای وای، حنما الان توی دل همان جنگلی هستم که مامان برایم گفته بود. گوسفند بیچاره تا حالا توی زندگی اش بچه ی آدم ندیده!»
گفتم: « من حیوان نیستم، لئونارد هستم.»
گوسفند ازم پرسید: «لئوناردو یک جور پلنگ است؟»
«نخیر! اسمم لئونارد است. اصلا بگو ببینم اسم خودت چی است؟»
«گوسفند»
«آهان.متوجه شدم»
بعد گوسفند مرا بو کرد ویک سوال خنده دار ازم پرسید:
«تو به چه دردی می خوری؟»

آدم برفی و معرفی کتاب

معرفی کتاب

عنوان اصلی : 

The Giving Tree

نویسنده :

Shel Silverstein

شل سیلور استاین

برگردان : 

رضی هیرمندی

پدیدآورندگان :

شل سیلور استاین

رضی هیرمندی

ناشران :

آروین

سال نشر : 

۱۳۷۷

نگارنده : 

ژاله فروهر

روزی، روزگاری درختی بود و او پسرک کوچکی را دوست می داشت. پسرک تا خردسال بود با شاخه هایش بازی می کرد ، سیب هایش را می خورد و در سا یه اش می خوابید .به تدریج که بزرگ تر شد دیگر کمتر با درخت انس داشت. او گرفتار عشق ، روز مره گی و گذران زندگی شد و درخت را ترک کرد ، اما در زمان های پر شمار بر می گشت و از درخت تقاضایی داشت و درخت هر بار با مهر او را بی پاسخ نمی گذاشت. وقتی برای آخرین بار باز گشت دیگر...